تبليغاتX
عشق یا هوس

يالطيف

دخترك خنده كنان گفت:كه چيست

راز اين حلقه زر

راز اين حلقه كه انگشت مرا

اين چنين تنگ گرفته ست به بر

 

راز اين حلقه كه در چهره ي او

اين همه تابش و رخشندگي است

مرد حيران شد و گفت:

"حلقه ي خوشبختي است حلقه ي زندگي است"

 

همه گفتند:"مبارك باشد"

دخترك گفت:"دريغا كه مرا

باز در معني آن شك باشد."

سال ها رفت و شبي

 

زني افسرده نظر كرد بر آن حلقه ي زر

ديد در نقش فروزنده ي او

روزهايي كه به اميد وفاي شوهر

به هدر رفته هدر

 

زن ناليد كه واي

واي اين حلقه كه در چهره ي او

باز هم تابش و رخشندگي است

حلقه ي بردگي و بندگي است!

                                                              

 

                                                  فروغ فرخزاد                                          

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 20:8  توسط فرانک | 

به نام خداوند عشق و ایثار

 

می دانم برای زنده بودنم باید به تو اندیشید، به زندگی ،به عشق و تمام هستی.

 

می دانم که برای رندگی به وجود تو نیازمندم

 

می دانم که برای عشق باید به تو برسم

 

و می دانم که برای هستی باید به هردو اندیشید

 

 و این ها بهانه ای است برای زنده بودنم و ادامه ی زندگی خودم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 18:14  توسط میثم | 

يالطيف

دورودي فراوان بر شما

اميدواريم روزهاي خوش و خوبي را گذرانده باشيد. براي ما

روزهاي مملو از هيجان و استرس امتحان تموم شد واكنون در

انتظار نتيجه ي تلاشهامون هستيم.

از شما عزيزان تشكر مي كنيم كه با حضور و نظرات خود ما را در

بهتر شدن وبلاگ ياري كرديد و اميدواريم كه در آينده جايگاه بيشتري در

دل شما داشته باشيم.

در هفته هاي آينده طبق معمول هر سه شنبه وبلاگ بازسازي مي شود.

منتظر حضور سبزتان هستيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 18:36  توسط فرانک | 

به نام خداوند عشق و ایثار

سلام به همه ی دوستان

ببخشید که نتونستیم مدتی بهتون سر بزنیم چون دیگه امتحانا اره شروع میشه!

اینم آخرین آپمون  هست که براتون می نویسم و دیگه میره تا بعد از امتحانات خرداد!

به امید خدا امتحانامونو خوب بدیم و تموم بشه و برگردیم!

دوستان خوبم دعا برامون یادتون نره هم من و هم فرانک!

ما رو فراموش نکنید تا بعد از خرداد

دوستون داریم خدانگهدارتون!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 13:37  توسط میثم | 

يالطيف

من تو را با دل شكسته حين فرار از آدمك هاي سياه دل از خدا هديه گرفتم.

شروع هق هق هاي فراق وجود گرمت را درخور ياد تو دانستم.

در خانه اي مملو از آينه اما بدون نگاه عكس تو را گذاشتم.

تا چشمانم با نقش چهره ي تو رخ زيباي ماه را از ياد ببرد

گل هاي سرخ و زيباي دنيا را مي شكنم تا با وجود تو خاري نباشد.

از شوق تبسم نگار تو دنياي ناميدم را اميد مي دهم.

خلق خدايي اما خالق جسم دوباره ي من هستي.

آتشي در زمستان دلم هستي كه فصل بهار را برايم آشنا ساختي.

غريو خواستن تورا به گوش آسمون مي رسانم

تا عشقت آسماني در خاطر زميني ها به جا ماند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:41  توسط فرانک | 

به نام خداوند عشق و ایثار

در روزهای پر آرزو و امید

یک آرزو برآورده می شود که از همه مهمتر. زیبا ترو با ارزش تر است!

و چه زیباست این لحظات برای زندگی کردن و ادامه ی حیات دادن با تمام رویا و آرزویت!

و برای خودم و همه همچین روزی رو آرزو می کنم!

به امید روزهای رویایی.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:40  توسط میثم | 

به نام خداوند عشق و ايثار

اين دو چه تفاوت هايي با يكديگر دارند؟

بله واقعااين دو چه فرقي با يكديگر دارند جزاينكه در ظاهر متفاوت هستند ولي در باطن يكي!

اگر اولي ديكتاتوريست پس دومي چست؟

يعني حجاب از سر زنان برداشتن تا حجاب بر سر زنان كردن آيا هر دو زور نيست.                      

اگر اولي ديكتاتوريست پس دومي نيست!؟

اما بهتر است مطلبي ياد آوري شود:

درحدود 80سال پيش قانوني ارضاخان وضع كردكه حجاب ازسر تمام زنان برداشته شود و

ماموران ضا خان به كوچه ها و خيابان ها مي ريختمد و حجاب و عفت زنان را بر مي داشتند.

اما يك سوال اينجا مطرح مي شود كه ايا اين قانون كاملا بد بوده!؟

اگرازديد بسيار منفي ببينيم اين كار اوج ديكتاتوريست اما آيا در دل اين قانون نكته ي مثبت ديده

نمي شود!؟

از نظر من چرا هست؛اينگونه مي توان از جنبه ي مثبت اين قانون را بررسي كرد كه در

دوراني كه قاجار بر مسند قدرت بود پادشاهان قاجار غرق در ناموس و ناموس پرستي بودند و

حساسيت خاصي نسبت به حرم سراهاي خود داشتند و اين قضيه به مردم هم منتقل شد

اما اين طرح عاملي شد كه ناموس و ناموس پرستي برداشته شود عاملي كه فكر و ذهن

مردم را پر كرده بود و زندگي آنان را تحت تاثير قرار داده بود و مانع پيشرفت و فكر و تفكر ايران

و ايرانيان شده بود!

و اما بگذريم و برگرديم به زمان حال

و طرح اصلاح امنيت فردي و اجتماعي در ايران يا مي توان گفت در تهران.

جاي بحثي باقي نمي گذارد كه سود اين كار در چيست؟

به چه علت؟و چرا؟

وبسياري ديگر از چراها و به چه دليل هاي ديگر.

نمي دانم با كدام نظر سنجي مردم موافق اين طرح بودند؟

و چگونه و با چه استدلالي اين طرح صورت گرفته است؟

اين طرح واقعا چه سودي و چه كاربردي براي مردم دارد جز زورو زور گويي! اگر اين گونه به

قول معروف حجاب هاي نصفه و نيمه مگر چگونه به وجو آمده اند؟مگر همين افرادي كه الآن

جلوگيري مي كنند كگر ان موقه نبودند و سوالي ديگر كه چرا اساسا جلوگيري مي كنيم؟

مگر پيامبر(ص)به زور حجاب بر سر حضرت فاطمه(س)كرد كه ما الآن اينگونه حجاب بر سر زنان

و دختران مي كنيم و عفت آنان را زير سؤال مي بريم.

وچرا……..

و ديگر ادامه نمي دهم كه اسن قصه سر دراز دارد

پس تا بعد…….

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:37  توسط میثم |